تبليغاتX
این یک شعر نیست
جمعه 30 آذر1386
مستجاب شد ...
 

به نام تو

با یک سلام ساده غزل فتح ِباب شد

یک عمر عاقلی همه نقش ِ بر آب شد

 

چیزی شبیه ِ حادثه در من حلول کرد

وقتی دلم برای نگاهت خراب شد

 

دیگر کسی حریف ِ من ِ عاشقت نبود

ساعت ، مسیر ِ عقربهء التهاب شد

 

گاهی تمام ِ ثانیه ها نور بود و شور

گاهی جهان قصیده ای از اضطراب شد

 

هر لحظه ام بدون ِ تو یک قرن می گذشت

تقویم و روز و ماه و زمان بی حساب شد

 

با این وجود حال ِ خودم سخت خوب بود

انگار  سرنوشت ِ  دلم  انتخاب شد

 

احساس می کنم که رسیدن به عشق تو

تنها دعا نبود ، ولی مستجاب شد  !...*

 

*تک مصرعی که آقای جعفر آذری غزلش را نسرود تا (من غزل شوم)...

 

برامون دعا کنید .

 

یاعلی

 

+ 21:14