تبليغاتX
این یک شعر نیست
شنبه 24 اسفند1387
شوک - شوک - زندگی ...
 

سلام .

بعد از مدت ها سلام .

خوبه که با عطر بهار و رنگ شکوفه ها بهتون سلام می دم .

اگه بخوام به تفصیل بگم چرا نبودم ، باید یک سال و چند ماه بنویسم ،

پس فقط آرزو می کنم که ماه های گذشته براتون پر از خیر و برکت بوده باشه و همچنان منو دوست قدیمی خودتون بدونید و سعی می کنم چند ضربه شوک به قلب این وبلاگ بدم و به زندگی برش گردونم !!!

سال ۸۷ شیرین بود . نه ! این خیلی کمه . سال ۸۷ برای من شیرین ترین روزها رو همراه داشت و شاید اولین سالیه که از تموم شدندش غمگینم ...

بعد از مراسم عروسی چند ماهی همچنان خونهء بابا بودم و به شدت تلاش می کردم که پایان نامهء ارشدم رو به بهترین شکل جمع کنم . یک سال و نیم روش کار کرده بودم  . موضوعم "دین و دولت" بود . آراء فلاسفهء رنسانس  رو بررسی کرده بوده و تطبیق داده بودم با ایران. حالا ببینید چی به سرم اومد تا دفاع کردم... بگذریم . درجهء عالی گرفت کارم ! بعدشم کم کم بار ِمونو بستیم و رفتیم سر خونه زندگیمون .

خدا همیشه از هرچی بهترینش رو به من داده و باید اعتراف کنم طعم خوشبختی رو با تمام وجود لحظه به لحظه بیشتر با همسرم می چشم .

روزای آخر سال به شدت سرم شلوغه و واقعا فرصتم کمه ولی نتونستم تحمل کنم این سال قشنگ بگذره و این خونه نقلی چراغش روشن نشه .

دلم می خواد دوباره مرتب و بی وقفه اینجا مطلب بنویسم ولی شاید بنا به موقعیت خاص زمانی کشورمون یه کم حال و هوای وبلاگ تغییر کنه . البته هنوز برنامهء مدونی ندارم اما حتما قصدم اینه که به رسم گذشته های خودم برگردم و واسه ایران آرمانی ام قلم بزنم .

امیدوارم اول خدا بعد شما کمکم کنید .

یاعلی

 

+ 16:25